فمنا: حقوق، صلح، همه‌شمولی

فمنا: حقوق، صلح، همه‌شمولی
فمنا از زنان مدافع حقوق بشر، گروه‌ها و سازمان‌هایشان، و از جنبش‌های فمینیستی در منطقه منا و کشورهای آسیایی حمایت می‌کند.

اطلاعات تماس

درون زندان عادل‌آباد: نقض حقوق بشر در سایه بازداشت‌های گسترده و سرکوب دوران جنگ

زندان عادل‌آباد، زندان مرکزی شهر شیراز است که از بزرگ‌ترین مراکز حبس در کشور به شمار می‌رود و دارای بندهای گوناگونی از جمله بند عمومی، بند سیاسی، بند عبرت و بند زنان است. این زندان به لحاظ شرایط و امکانات بهداشتی و رفاهی کیفیتی پایین دارد و با افزایش تراکم زندانیان در نتیجه بازداشت‌های گسترده در پی اعتراضات ، وضعیت نامناسب و نقض حقوق زندانیان، تشدید می شود. در این زندان هم مرگ زندانی به دلیل عدم نظارت و رسیدگی، سابقه دارد. بند زنان این زندان شامل هشت اتاق است که یکی از آن‌ها به زندانیان سیاسی و مالی اختصاص دارد و از سایر اتاق‌ها جدا شده است. زندان عادل‌آباد ابتدا در مجموع از چهار بند بزرگ و اصلی تشکیل می‌شد که هر بند شامل سه طبقه و ۲۰ اتاق بود. اما به مرور زمان هر کدام از این بندهای اصلی به بندها و واحدهای کوچک‌تر تبدیل شده‌اند. هر کدام از بندهای اصلی در زمان ساخت، برای ۵۰۰ زندانی طراحی شده بودند اما سال‌های بعد چیزی حدود پنج برابر ظرفیت هم در آن‌ها جا داده شده است. بنیاد نرگس محمدی گزارش داده است که در پی حمله موشکی اسرائیل و آمریکا به ایران، برخی از زندانیان این زندان به زیر زمین منتقل شدند و در شرایطی غیرانسانی نگهداری شده  و دسترسی به آب و غذا بسیار دشوارتر از گذشته شده بود. .

کمبود فضا و نقض اصل تفکیک جرائم

در پی اعتراضات دی ماه  و در هفته اول بهمن‌ماه، دستکم۱۵۰ زن و نوجوان بازداشت شده در شیراز به بند زنان زندان عادل‌آباد منتقل شدند. بر اساس گزارش هرانا، بیشتر این بازداشت‌شدگان را دانش‌آموزان تشکیل می دادند. آنها به بند سیاسی در زندان عادل آباد شیراز منتقل شدند؛ اتاقی که حتی برای ۳۰ نفر فضای کافی ندارد. گزارش شده بود که عدم وجود  تخت کافی باعث شده شمار زیادی از آنان به‌اصطلاح «کف‌خواب» باشند و به ناچار  روی زمین و در شرایط غیربهداشتی بخوابند.

شماری دیگر از زنان بازداشتی، به اتاق‌های مربوط به زندانیان متهم به قتل، جرائم مواد مخدر، سرقت و نیز اتاق نوجوانان انتقال یافتند. همچنین، عدم تفکیک میان زندانیان سیاسی و زندانیان جرائم عمومی یا مالی، امنیت و آرامش روانی زندانیان عقیدتی را به‌شدت تهدید می‌کند. این مسئله نه‌تنها نقض صریح اصول قانونی در تفکیک جرائم است، بلکه نشانه‌ای از “بی‌توجهی سیستماتیک به کرامت انسانی” محسوب می‌شود. رویا ثابت شهروند بهایی محبوس در این زندان در گزارشی، شرایط کنونی را «آوارگی در زندان» توصیف کرده و توضیح داده است که حدود پس از دستگیری های گسترده در جریان اعتراضات دی ماه  ، به دلیل افزایش شمار زندانیان، او و سایر هم‌بندی‌هایش به‌طور مداوم از اتاقی به اتاق دیگر منتقل شده‌اند. این جابه‌جایی‌ها بدون رعایت اصل تفکیک جرائم انجام شده و در نتیجه، زندانیان سیاسی در کنار زندانیانی با اتهامات جرائم خشن نگهداری شده‌اند. در نهایت، با آزادی برخی از زندانیان و پس از نامه‌نگاری‌های فراوان، اخیرا شماری از زندانیان سیاسی به اتاق پیشین خود منتقل شده‌اند.

امکانات رفاهی و بهداشتی

بر اساس گزارش‌ها، در پی تراکم زندان،  تعدادی از زندانیان به نمازخانۀ زندان منتقل شدند؛ مکانی سرد و فاقد ابتدایی‌ترین امکانات، از جمله حمام و سرویس بهداشتی. زندانیان زن ساکن نمازخانه نیز جهت استفاده از سرویس بهداشتی و حمام، باید بعد از ساعت ۱۱ صبح با تشکیل صف نوبت، به اتاق قرنطینه مراجعه کنند. طبق گفته‌های رویا ثابت، در این شرایط، زندانیان ناچار به استحمام با آب سرد شده‌اند که همین موضوع موجب بیماری بسیاری از آنان شده است. در پی آن، صف طولانی از زندانیان بیمار در کنار بهداری شکل گرفته است. ازدحام بیش‌ازحد در اتاق‌ها، نبود تهویه مناسب و آب ناسالم شرایط زندانیان را وخیم کرده است. گزارش شده موادی مانند وایتکس یا مایع دستشویی محدود به زندانیان داده می‌شود. در نتیجه، زندانیان ناچارند با هزینه شخصی مواد را گرانتر از بیرون تهیه کنند. امری که برای بسیاری از زندانیان، به‌ویژه زندانیان سیاسی و مالی که با مشکلات اقتصادی مواجه‌اند، غیرممکن است.

طبق گزارش هرانا، کمبود مواد غذایی باعث شده است که یک بشقاب معمولی غذا که پیشتر به یک زندانی اختصاص می‌یافت، بین چهار نفر تقسیم شود. افزون بر این، دو ماه است برخی مواد غذایی همچون تره بار برای زندان تامین نشده، اجناس فروشگاه کم و گران است و حتی آب نوشیدنی به زندانیان ارائه نمی‌شود. بر اساس گزارش‌های متعدد، کیفیت غذا در این زندان بسیار پایین است و حتی در مواردی تخم مارمولک در غذا پیدا شده است. لیلا حسین‌زاده، فعال دانشجویی و زندانی سیاسی سابق که در سال 401 به مدت چهار ماه در این زندان محبوس بوده می‌نویسد: «زندانیان مدت‌ها حسرت سبزیجات تازه داشتند. مگر کسی از مرخصی برمی‌گشت و به‌اندازه ذره‌ای با خودش می‌آورد. طی چهار ماه و نیم که آنجا بودم فقط یک‌بار فروشگاه سیب‌زمینی آورد. دو شب قبل از انتقالم، زندانیان در غذای بند، تخم‌مارمولک پیدا کردند. غذاها چنان بی‌کیفیت بود که وقتی یک‌بار به دوستم در گوهردشت گفتم ناهار برنج سفید و کمی کشمش سوخته داریم تعجب کرد که مگر وعده غذایی حساب می‌شود؟ درخصوص اقلام تره‌بار و فروشگاه، بند زنان به شدت حتی وضعش از بند مردان همان زندان هم خراب‌تر بود.»

کتابخانه زندان عادل‌آباد نیز از کنترل و سانسور شدید بی‌نصیب نمانده است. بسیاری از کتاب‌ها ممنوع اعلام شده و زندانیان سیاسی عملاً از دسترسی به منابع آموزشی و فرهنگی محروم‌اند. حسین‌زاده می‌نویسد: « تکلیف روزنامه، مجله و کتاب هم که در چنین بندی مشخص است. چندتا کتاب که اکثرا توهین به مفهوم کتاب بودند در قفسه گذاشته بودن، نه روزنامه نه مجله، هیچ. حتی اکثر کتاب‌های داستان و رمان را هم‌چون خطر می‌دیدند.»

رسیدگی پزشکی

در سال‌های اخیر گزارش‌های متعددی در زمینه محرومیت زندانیان از رسیدگی پزشکی مناسب و به موقع منتشر شده و حتی مرگ در زندان به این دلیل نیز گزارش شده است. به گزارش حسین‎زاده، رسیدگی پزشکی بند به‌معنای دقیق کلمه فاجعه بود: «زندانی دیابتی با زخم پایی که هر دم گسترده‌تر می‌شد و پاسخ به او این بود: طبیعی است. بی هیچ تمهیداتی افراد را با اچ‌آی‌وی مثبت یا هپاتیت رها می‌کردند، بارها تقاضای تست هپاتیت دادم و وقعی ننهادند. همه‌چیز طبیعی بود، ما حتی بابت قرص مسکن، بابت مسکن! با خساست بهداری مواجه بودیم و گهگاه زندانیان بی‌دسترسی به مسکن درد می‌کشیدند. زندانبان‌ها در مواجهه با حال بد زندانیان، بارها آرزوی مرگ برایشان می‌کردند. حتی درخصوص الهام افکاری وقتی در اعتصاب غذا بود و خون بالا آورده بود و حالش بد بود و نگران جانش بودیم، یک‌بار که بچه‌های اتاق معترضین زندان‌بان‌ها را صدا زدند تا به دادش برسند، زندانبان پس از یک ربع، آرام قدم برمی‌داشت و داد می‌زد: «بمیره، به درک.»

به گفته حسین‌زاده، در بند زنان عادل‌آباد جنایتی هولناک علیه زندانیان عادی از طریق قرص‌های اعصاب و آرام‌بخش در جریان است. زندانیان جرایم غیرسیاسی با تجویز و دستور مقامات زندان، از «قرص‌های اعصاب و آرام‌بخشی» استفاده می‌کنند که مصرف‌کننده را برای بیش از 20 ساعت در روز در حالت بیهوشی و خواب می‌برد. به گفته حسین‌زاده‌، مسئولان زندان برای خوراندن قرص‌ها به خشونت نیز متوسل شده و «چنان قرص در دهان یکی از زندانیان ریختند که بعد از چند روز توان تکلم درستی نداشت.» بر اساس این گزارش، زندانیان که نام این قرص‌ها را نمی‌دانند، گاهاً با عواقب جدی ناشی از استفاده این قرص‌ها مانند «تشنج» نیز مواجه می‌شوند. تجویز و مصرف اجباری این قرص‌ها در حالی صورت می‌گیرد که به گفته حسین‌زاده، زندانیان در دسترسی به قرص مسکن با مشکل مواجه بوده و «گهگاه زندانیان بی‌دسترسی به مسکن درد می‌کشیدند.»

حق تماس تلفنی و ملاقات با خانواده  و رفتار نامناسب با زندانیان

با افزایش جمعیت فراتر از ظرفیت زندان، بر حقوق دیگری چون تماس تلفنی و ملاقات با خانواده نیز تاثیر می‌گذارد و کمبود نیروی انسانی و امکانات محدود، زندگی روزمره زندانیان را تحت الشعاع قرار می‌دهد. و طی دو هفته اخیر، تلفن‌های بند زنان این زندان قطع بوده و ملاقات‌های گزینشی تنها در هفته دوم به صورت کابینی انجام شده است. حتی در صورت فراهم بودن امکان تماس، زندانیان مجبور بودند بیش از یک ساعت در صف بایستند تا تنها چند دقیقۀ کوتاه بتوانند با خانواده‌های خود صحبت کنند. در برخی مواقع نیز تماس‌ها به‌طور کامل ممنوع می‌شده است. علاوه براین، به دلیل کمبود مأمور، امکان استفاده از هواخوری نیز از آنان سلب شده بود.

حسین‌زاده گزارش داده که رفتار زندان‌بانان با زندانیان، پرخشونت و توهین‌آمیز و مصداق بارز نقض کرامت انسانی است. به گونه‌ای خشونت علیه زنان زندانی به امری عادی و روزمره تبدیل شده است و خود حسین زاده در پی اعتراض به توهین، با خشونت فیزیکی زندانبان مواجه شده است. این در حالی است که زندانیان سیاسی که وضعیتشان عموما پوشش رسانه‌ای پیدا می‌کند، حاشیه امن بیشتری نسبت به زندانیان گمنام و غیرسیاسی دارند.