در چند ماه گذشته، ایران بار دیگر شاهد اختلالها و قطع گسترده اینترنت بوده است. برای بسیاری از مردم داخل کشور، این دیگر رویدادی استثنایی محسوب نمیشود، بلکه بخشی از یک الگوی سیاسی آشناست؛ چرا که مقامات جمهوری اسلامی پیشتر نیز در دورههای ناآرامی و اعتراضات، دسترسی به اینترنت را محدود کردهاند. از جمله میتوان به اعتراضات سراسری آبان ۱۳۹۸ و همچنین خیزش «زن، زندگی، آزادی» که از شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد اشاره کرد؛ در هر دو مورد، حکومت اقدام به قطع یا محدودسازی گسترده اینترنت کرد.
با این حال، آخرین موج خاموشی دیجیتال از نظر گستردگی و شدت با موارد پیشین تفاوت داشت. در نمونههای قبلی، قطع اینترنت معمولاً چند روز یا در نهایت چند هفته ادامه پیدا میکرد و کاربران بهتدریج میتوانستند از طریق ویپیانها و سایر ابزارهای دور زدن فیلترینگ دوباره به اینترنت دسترسی پیدا کنند. اما این بار، بسیاری از ایرانیان از شکل بسیار پیچیدهتر و چندلایهتری از محدودیتهای دیجیتال سخن میگویند: فیلترینگ شدید، اختلال در عملکرد ویپیانها، سرعت بسیار پایین اینترنت داخلی و در نتیجه مسدود شدن دسترسی به پلتفرمهای مهم جهانی از جمله خدمات گوگل، سرویسهای ایمیل، پیامرسانها و شبکههای اجتماعی.
مقامات جمهوری اسلامی این محدودیتها را با استناد به ملاحظات امنیتی توجیه کردهاند. به گفته آنها، بهویژه در دورههای تنشهای منطقهای و شرایط جنگی، قطع یا محدودسازی اینترنت اقدامی ضروری برای مقابله با جاسوسی، خرابکاری یا نفوذ خارجی است. با این حال، بسیاری از ایرانیان، بهویژه با توجه به تجربههای مکرر خاموشیهای اینترنتی در سالهای گذشته، این محدودیتها را بخشی از یک نظام گستردهتر کنترل و خاموشسازی دیجیتال میدانند.
همیت این موضوع در آن است که، همانند بسیاری از نقاط جهان، دسترسی به اینترنت در ایران صرفاً مسئلهای مربوط به سرگرمی یا آسایش نیست. میلیونها ایرانی برای کار روزمره، آموزش، حفظ ارتباطات انسانی، سلامت روان و مشارکت در زندگی اجتماعی و سیاسی خود به اینترنت وابستهاند. با این حال، این وابستگی برای همه به یک شکل تجربه نمیشود.
بهویژه برای بسیاری از زنان و افراد کوییر در ایران، اینترنت یکی از معدود فضاهایی است که امکان برخورداری از درجهای از استقلال و خودمختاری را فراهم میکند. محدودیتهای رفتوآمد، دسترسی نابرابر به فضاهای عمومی، تبعیض در بازار کار، کنترلهای خانوادگی و خطراتی که با آشکار بودن هویتهای کوییر همراه است، همگی بر نحوه استفاده از فضاهای دیجیتال تأثیر میگذارند. در چنین شرایطی، پلتفرمهای آنلاین نه تنها بهعنوان محل کار، بلکه بهعنوان فضایی برای دوستی، گفتوگوی سیاسی، حمایت عاطفی، شکلگیری هویت و بقا و همبستگی جمعی عمل کردهاند.
این گزارش کوتاه با تکیه بر تجربههای زنان و افراد کوییر در ایران بررسی میکند که چگونه قطع و محدودسازی اینترنت زندگی روزمره آنان را دگرگون میکند. گزارش نشان میدهد که محدودیتهای دیجیتال پدیدهای خنثی از منظر جنسیتی نیستند و بهطور مستقیم بر معیشت اقتصادی، سلامت روان، احساس تعلق اجتماعی و توانایی سازماندهی و کنشگری سیاسی تأثیر میگذارند.
