
جنگ داخلی سودان که از آوریل ۲۰۲۳ آغاز شده است، بزرگترین بحران آوارگی و انسانی جهان را رقم زده و بدن زنان و سرنوشت کودکان را به اصلیترین میدان این نبرد تبدیل کرده است. درگیری میان ارتش سودان (SAF) و نیروهای شبهنظامی پشتیبانی سریع (RSF)، تاکنون بیش از ۱4 میلیون آواره برجا گذاشته است که بیش از نیمی از آنها را زنان و دختران تشکیل میدهند. در تازهترین گزارش سازمان ملل، هیات حقیقتیاب در ژوئیه ۲۰۲۶ اعلام کرد که محاصره و تصرف شهر الفاشر در دارفور شمالی با کشتار جمعی، تجاوزهای گروهی گسترده، ربایش زنان و ایجاد گرسنگی عمدی همراه بوده است. جنایتهایی که ناشی از خشونتهای جنگی پراکنده یا بیانضباطی سربازان نیست، بلکه بخشی از یک سیاست عامدانه، سازمانیافته و سیستماتیک است که منجر به نسلکشی شده است. طبق تحقیقات سازمان ملل، نیروهای پشتیبانی سریع RSF و متحدانش شهر را محاصره کردند، دسترسی کمکهای بشردوستانه را محدود کردند، به زیرساختهای غیرنظامی و سامانههای تولید غذا حمله کردند و مرتکب کشتار گسترده، اعدامهای صحرایی، ربایش، شکنجه و خشونت جنسی شدند. به گزارش الجزیره، هیئت حقیقتیاب، نیروهای شبهنظامی پشتیبانی سریع RSF و متحدانش را متهم میکند که از گرسنگی بهعنوان یک روش جنگی استفاده کردهاند. تا ماه می ۲۰۲۶، نزدیک به ۱۹.۵ میلیون نفر در سودان با بحران ناامنی غذایی مواجه بودند. مسئلهای که برای زنان و کودکان پیامدهای مضاعفی دارد، زنان مسئول تامین غذای کودکان و دیگر اعضای خانوادهاند و در شرایط کمبود، خودشان ممکن است کمتر غذا بخورند یا برای تهیه غذا مجبور به پذیرش خطرهای بیشتر شوند. جنگ همچنین سیستم بهداشت را هم بهشدت تخریب کرده است. بیش از ۸۰ درصد مراکز درمانی در مناطق جنگزده سودان از کار افتادهاند و در سطح کل کشور نیز بیش از یکسوم مراکز درمانی غیرفعالاند. زنان باردار گاه مجبورند بدون پزشک، ماما، دارو، بیهوشی یا امکان سزارین زایمان کنند.
بدن زنان؛ میدان اصلی جنگ در سودان
نیروهای درگیر جنگ داخلی بهویژه نیروهای پشتیبانی سریع RSF از تجاوز گروهی، ربودن دختران، بردگی جنسی و ازدواج اجباری برای ایجاد رعب و وحشت و تغییر بافت جمعیتی استفاده میکنند. بسیاری از زنان در اثر تجاوز باردار شدهاند. آنها علاوه بر آسیبهای روانی، به دلیل بافت سنتی جامعه با خطر طرد شدن از سوی خانواده و «شرم اجتماعی» روبرو هستند. مادرانی که فرزندان حاصل از تجاوز را به دنیا میآورند، به دلیل نبود پدر و فروپاشی نظام اداری، برای دریافت شناسنامه فرزندان خود با بنبست مواجه هستند؛ امری که این کودکان را در آینده از حق آموزش و بهداشت محروم میکند. با کشته شدن یا ناپدید شدن همسران، بار تامین معاش خانوادههای قحطیزده در اردوگاهها نیز بر دوش زنان افتاده است. خشونت جنسی به یکی از ویژگیهای اصلی جنگ تبدیل شده است. دفتر حقوق بشر سازمان ملل در گزارش ژوئن ۲۰۲۶ خشونت جنسی مرتبط با جنگ در سودان را از نظر گستردگی، شیوع و شدت خشونت «بیسابقه» توصیف کرده است. گزارش پزشکان بدون مرز نشان میدهد زنان و دختران نه فقط در خانههایشان، بلکه هنگام فرار در جادهها، جمعآوری هیزم، کار در مزرعه، تهیه غذا و آب، یا حتی در اردوگاههای آوارگان در معرض تجاوز قرار گرفتهاند. این گزارش که در ماه مارس ۲۰۲۶ منتشر شد، با استناد به دادههای برنامههای پزشکی این سازمان و شهادت بازماندگان، از الگوهای آشکار خشونت جنسی گسترده و سیستماتیک در دارفور سخن میگوید. بین ژانویه ۲۰۲۴ و نوامبر ۲۰۲۵، دستکم ۳۳۹۶ بازمانده خشونت جنسی برای دریافت خدمات درمانی به مراکز تحت حمایت این سازمان در دارفور شمالی و جنوبی مراجعه کردهاند. آماری که به گفته پزشکان بدون مرز تنها بخشی از ابعاد واقعی بحران را نشان میدهد. در سال ۲۰۲۶، سازمان ملل تخمین زده است که بیش از ۱۷ میلیون زن و دختر در سودان به کمک بشردوستانه نیاز دارند و از میان آنها بیش از 1 میلیون نفر باردارند. UNFPA نیز شمار افرادی را که در معرض خطر خشونت مبتنی بر جنسیت هستند حدود 13 میلیون نفر برآورد کرده است.
هاله الکریب مدیر منطقهای شبکه ابتکارات استراتژیک برای زنان در شاخ آفریقا[1](SIHA) میگوید خشونت جنسی در سودان با جنگ ۲۰۲۳ آغاز نشده است. او خاطرهای از بیش از بیست سال پیش در دارفور روایت میکند. از دختر شش سالهای میگوید که توسط گروههای شورشی ربوده شده و به طور پیوسته مورد تجاوز قرار گرفته بود. از نگاه الکریب، جنگ فعلی ادامه یک تاریخ طولانیتر است. زنان دارفور و کردفان جنوبی بیش از ۲۵ سال است که موجهای مکرر خشونت جنسیِ مرتبط با جنگ را تجربه میکنند. او استدلال میکند که حکومتها و نیروهای مسلح مختلف در تاریخ معاصر سودان از تجاوز به زنان و دختران برای اهداف سیاسی و نظامی استفاده کردهاند. تصاحب زمین، وادار کردن مردم به فرار، غارت منابع، ارعاب اجتماعات، خاموشکردن زنان و از بین بردن قدرت مقاومت آنها همواره از اهداف اصلی تجاوز به زنان به عنوان یک استراتژی جنگی بوده است. در جنگ اخیر وسعت و شدت خشونت جنسی بسیار فراتر از گذشته شده است. از دارفور فراتر رفته و در خارطوم، ایالت جزیره، بخشهایی از نیل آبی، نیل سفید و کردفان شمالی نیز ثبت شده است. مناطقی که به گفته او، پیش از این در تاریخ معاصر خود چنین سطحی از خشونت جنسی سازمانیافته را تجربه نکرده بودند. الکریب می گوید صدها زن و کودک در مزارع شمال خارطوم و در شهر امدرمان (Omdurman) برای ماهها در اسارت نگه داشته شده و بهعنوان برده جنسی مورد خشونت قرار گرفتهاند. الکریب از مادری میگوید که پس از تجاوز گروهی به سه دخترش، همراه آنان از شرق ایالت جزیره فرار میکند. در مسیر، ابتدا تصور میکند خونی که از دختر ۱۸ سالهاش جاری است، خون قاعدگی است، اما بعد متوجه میشود که دختر رگ خود را بریده و او در مسیر جان میبازد. همچنین از زن جوان تازهعروسی یاد میکند که خود را در رود نیل انداخت و زن ۲۱ سالهای که پس از افشای تجاوز، خانوادهاش از روی «شرم» او را از بیمارستان خارج و مخفی کردند و بر اثر خونریزی جان باخت. روایتهای دردناکی که نشان میدهند که خشونت جنسی فقط لحظه تجاوز نیست، قربانی ممکن است در آینده با خودکشی، طرد خانوادگی، انگ اجتماعی، عدم درمان، بازداشت یا حتی مجازات دوباره مواجه شود. الکریب تاکید میکند این خطاست که اعمال خشونت جنسی به زنان را تنها به نیروهای پشتیبانی سریع RSF محدود میکنند. در مناطق تحت کنترل ارتش سودان، یعنی SAF، نیز زنان و دختران همچنان با خشونت، بازداشت، شکنجه و آزار مواجهاند. بسیاری از زنانی که ابتدا قربانی خشونت RSF شدهاند، بعدا از سوی خانواده و جامعه با سرزنش و طرد مواجه شدهاند و برخی نیز توسط پلیس یا اطلاعات نظامی به ظن «همکاری با RSF» بازداشت و مجازات شدهاند، بسیاری از این زنان در دوران بازداشت نیز خشونت جنسی را تجربه کردهاند. بنابراین یک زن ممکن است ابتدا توسط یک نیروی مسلح مورد خشونت قرار گیرد، بعد از سوی جامعه بهدلیل همان خشونت شرمسار شود، و سپس از سوی طرف مقابل جنگ به همکاری با دشمن متهم، بازداشت و حتی دوباره مورد خشونت جنسی قرار گیرد.
نیرویهای مسلح، مردان را میکشد، زنان و دختران را مورد تجاوز قرار میدهد، خانهها را غارت میکند، مردم را مجبور به فرار میکند، و سپس غذا و کمک را نیز از آنها دریغ میکند، این اعمال را نمیتوان جدا از یکدیگر دید. آنها با هم یک سازوکار سیستماتیک و الگوی برنامه ریزی شده برای نابودی فیزیکی و اجتماعی جامعه هستند.
برای فهم خشونت جنسی در سودان، کافی نیست بپرسیم: کدام سرباز به کدام زن تجاوز کرده؟ باید پرسید: چه ساختار سیاسی و اجتماعیای باعث شده بدن زنان به میدان جنگ تبدیل شود؟ الکریب میگوید برای فهم چرخههای خشونت جنسی در سودان، نمیتوان تنها بر عاملان مستقیم خشونت تمرکز کرد. باید میراث دولت سودان و تأثیر آن بر نگاه جامعه به بدن زنان، عاملیت آنان و صدای جوامع را نیز بررسی کرد. از دید او، خشونت جنسی با ماهیت خشونتآمیز و تبعیضآمیز دولت، خشم، نظامیگری و انتقامجویی پیوند دارد و جریان کنترلنشده سلاح و غفلت طولانیمدت از خلع سلاح، برچیدن بسیج نیروها به تداوم آن کمک کرده است. بنابراین، خشونت علیه زنان نتیجه جانبی جنگ نیست، بلکه یکی از سازوکارهای جنگ و اعمال قدرت است. تجاوز در سودان ابزاری برای ترساندن، تحقیر، آواره کردن و درهم شکستن جامعه است. بازماندگان به هیئت حقیقتیاب گفتهاند که در برخی موارد، زنان در اتاقهایی مورد تجاوز قرار گرفتهاند که هنوز اجساد اعضای خانوادهشان روی زمین قرار داشت.
«هرگز آن معلمی را فراموش نخواهم کرد که مذاکره کرد تا بهجای دخترش، خودش مورد تجاوز گروهی قرار گیرد.» این ماجرا یکی از نمونههایی است که الکریب از تجربه مستقیم خود و دادههای SIHA نقل میکند. زنی که معلم مدرسه بوده، با هفت مرد از نیروهای پشتیبانی سریع RSF مذاکره میکند تا بهجای دختر ۱۴ سالهاش به خودش تجاوز کنند.
این در حالی است که فعالان حقوق زنان سودان، واکنش جامعه بینالمللی را بسیار ضعیف و ناکافی میدانند. آنان میگویند با وجود گذشت بیش از هزار روز از آغاز جنگ، اقدامات انجامشده برای متوقفکردن خشونت جنسی و پاسخگوکردن عاملان آن همچنان محدود و نامتناسب با ابعاد جنایات است. هاله الکریب نیز در نشست شورای امنیت، ناتوانی این شورا در متوقفکردن خونریزی و تامین پاسخگویی را بهشدت محکوم کرد.
فعالان همچنین از کاهش کمکهای بینالمللی و کمبود شدید بودجه برای حمایت از بازماندگان و جوامع آسیبدیده انتقاد میکنند. عفو بینالملل گزارش داده است که کمبود بودجه، برخی سازمانها را ناچار به تعطیلی، کاهش نیرو یا محدودکردن خدمات کرده و دسترسی بازماندگان خشونت جنسی به مراقبتهای درمانی را بهشدت کاهش داده است. در سال ۲۰۲۵ نیز کمتر از ۴۰ درصد برنامه بشردوستانه سودان تامین مالی شد.
چه اتفاقی برای کودکان افتاده است؟
بیش از پنج میلیون کودک سودانی در داخل و خارج از کشور آواره شدهاند که بالاترین رقم آوارگی کودکان در سراسر کره زمین است و به بزرگترین بحران آوارگی کودکان در جهان تبدیل شده است. بر اساس گزارش یونیسف، نقض شدید حقوق کودکان شامل قتل، جراحت شدید و استخدام و استفاده از آنان در نیروها و گروههای مسلح در فاصله دو سال، افزایش تکاندهنده و ده برابری داشته است. درگیری، محاصره، ناامنی در مسیرهای فرار و محدودیت شدید دسترسی بشردوستانه، بحران گرسنگی و سوءتغذیه کودکان را در سودان تشدید کرده است. یونیسف برآورد میکند که در سال ۲۰۲۶ بیش از ۴ میلیون کودک دچار سوءتغذیه حاد خواهند شد. شیوع وبا، مالاریا، سرخک و بیماریهای اسهالی نیز وضعیت کودکان دچار سوءتغذیه را وخیمتر کرده است. نظام آموزشی سودان نیز بهشدت آسیب دیده است. نزدیک به نیمی از ساختمانهای مدارس دیگر بهعنوان کلاس درس فعالیت نمیکنند. بسیاری تعطیل شده، به پناهگاه آوارگان تبدیل شده یا به اشغال نیروهای مسلح درآمدهاند. در نتیجه، دستکم هشت میلیون کودک از تحصیل بازماندهاند و آینده آموزشی یک نسل در معرض خطر قرار گرفته است. گزارش یونیسف درباره خشونت جنسی علیه کودکان نیز مواردی هولناک را ثبت کرده است. از میان ۲۲۱ مورد گزارششده تجاوز به کودکان از ابتدای سال ۲۰۲۴، شانزده بازمانده کمتر از پنج سال داشتند و چهار نفر از آنان تنها یکساله بودند. این در حالی است که یونیسف تاکید میکند که این آمار فقط بخش کوچکی از واقعیت را نشان میدهد، زیرا دشواری دسترسی به خدمات، انگ و طرد اجتماعی، ترس از انتقام گروههای مسلح و نگرانی از افشای هویت مانع گزارش بسیاری از موارد میشود.
[1] شبکه ابتکار راهبردی برای زنان در شاخ آفریقا (Strategic Initiative for Women in the Horn of Africa – SIHA Network) شبکهای منطقهای و فمینیستی است که با سازمانها و کنشگران حقوق زنان در سودان و دیگر کشورهای این منطقه همکاری میکند. «شاخ آفریقا» نام منطقهای در شرق آفریقاست که معمولاً اتیوپی، اریتره، جیبوتی و سومالی را دربر میگیرد و در تعریف گستردهتر، کشورهایی مانند سودان و سودان جنوبی نیز به آن افزوده میشوند. فعالیتهای SIHA بر مقابله با خشونت علیه زنان، حمایت از زنان در مناطق جنگی و بحرانزده، تقویت سازمانهای محلی زنان، مستندسازی نقض حقوق بشر و افزایش مشارکت زنان در صلحسازی و تصمیمگیری سیاسی متمرکز است.
